جوک خیلی جدید 
دو تا سيگار
ملا دو تا سیگار باهم میکشید ازش میپرسن چرا؟ میگه یکی واسه خودم یکی ام واسه دوستم که تو
زندانه... بعد از مدتی میبیننش با یه سیگار. میگن دوستت آزاد شد؟ میگه نه خودم ترک کردم.
ترکه میگه: داداش اگه این نوار غزه دستت اومد بده ما هم گوش کنیم
درپي تغيير نام آمن هوتپ به آخن آتون ، ا.ح.م.د.ي. ن.ژ.اد نام خود را به آلن دلن تغيير داد
اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني
در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند
که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام )
کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) .
( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد
از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی می ری
سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک!
سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره !
روز قيامت دوتا روح به هم ميرسن از هم مي پرسن واسه چي مردين؟ اولي ميگه از ذوق. دومي ميگه از سرمادومي ميگه چه جوري از ذوق مردي؟اولي ميگه: رفتم خونه ديدم زنم خودشو خوشگل کرده بهش گفتم خودتو واسه کي اينقدر خوشگل کردي؟گفت: واسه تو همه جا رو گشتم ديدم هيچ کس نبود...دومي ميزنه تو سرش ميگه خاک بر سرت اگه در يخچال و باز کرده بودي الان نه تو مرده بودي نه من
قدرت دید خانوم ها: یک تار مو را روی کت شوهرشان می بینند اما یک تیر چراغ برق را هنگام رانندگی نمی بینند
بوسه اسم است چون عمومي است . بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي. بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مبهوت مي کند. بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست. بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل مي کند.
غضنفر تف ميكنه تو جوی آب، دنبالش میدوه، تا لگدش كنه
به ملا میگن اینجا چیکار میکنی؟ ملا میگه: پس کجا چیکار کنم؟
به يارو ميگن چرا باسنت اينقدر بزرگه؟ ميگه: خدا بيامرز مادرم به جاي اينكه پودر بچه بهم بزنه پکینگ پودر ميزد.
به غصنفر ميگن داري پدر ميشي. غصنفر ميگه به زنم نگيد ميخوام غافلگيرش كنم.
نامه تشکر
معلم اضيظم عذ اينکه به من خاندن و نوشطن عاموخطي حذار بار اضط ممنونم! "مهموود عهمدي نجاد"
يارو رفته بوده آمپول بزنه. دکتر بهش میگه چپ بزنم یا راست؟ يارو میگه آقای دکتر قربونت، ما رو سیاسی نکن! همون وسط بزن بریم!
غصنفررو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر، توی آسمون از سمت چپی اش می پرسه: شما گرمتونه؟ طرف می گه: نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه؟ اون یکی هم می گه نه.
غصنفر بلند می گه: آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن.
یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!

